بازهم در باره خاطره نویسی

این دغدغه و نگرانی کاملا بجاست و باید آن را جدی گرفت. متاسفانه گاه این اتفاق افتاده و صدمات جبران ناپذیری نیز به بار آورده است. بر این اساس می توان این سؤال را مطرح کرد که در این باره چه باید کرد و آیا اصولا می توان مانع این اتفاق شد؟

به نظر می رسد در این باره باید به چند نکته توجه کرد:

نخست اینکه مانع شدن از این اتفاق به طور کامل ممکن نیست. وقتی امکان سرقت اموالی که بخوبی از آنها محافظت می شود یا محرمانه ترین اسناد از آرشیوهای مهم و معتبر وجود دارد، نمی توان تدبیری اندیشید که دفترچه خاطرات یک شخص هیچ گاه در دسترس هیچ کس قرار نگیرد؟

نکته دوم اینکه گویا در ممالک دیگر رسم است برای نگارش خاطرات از دفترچه هایی خاص که قفلی کوچکی بر جلد خود دارند، استفاده می شود. از این نمونه دفترها در بازار ما نیز یافت می شود. این قفل کوچک یک وسیله حفظ کننده است و به کسانی که دفترچه در دسترس آنها قرار می گیرد، اجازه نمی دهد که بلافاصله و براحتی دفترچه را بگشایند و مطالب آن را بخوانند. از سوی دیگر این قفل یک نماد و نشانه است و حاوی این پیام مهم به دیگران که این دفترچه حاوی مطالب خصوصی نویسنده است و گشودن و خواندن مطالب آن، وارد شدن به حریم خصوصی دیگران است و کاری اخلاقی نیست. به نظر می رسد استفاده از این نوع دفترها برای نوشتن خاطرات، تا حدی به حفظ آنها کمک کند.

نکته دیگر آنکه نویسنده خاطرات باید برای حفظ نوشته های خود تدبیری بیندیشید و تا وقتی تصمیم به انتشار آنها نگرفته، از آن همچون شییء گرانبها نگهداری کند و آن را در معرض دید و در دسترس دیگران قرار ندهد.

اما مهم تر از همه نکته ای است بسیار حساس و تا حدی دشوار و پیچیده. این نکته تعمیم یک اصل حقوقی به حوزه اخلاق است. این جانب اطلاعات حقوقی چندانی ندارم، اما گویا در قوانین موجود آمده است که نوشتن هر نوع متنی مجاز است؛ یعنی نویسنده این اجازه را دارد که در خلوت خود و برای خود، هر چه خواست بنویسد. بر این اساس هیچ کس را نمی توان برای نوشتن متنی (درست یا نادرست) مورد مؤاخذه قرار داد. آنچه مورد مؤاخذه قرار می گیرد، این است که نویسنده بعد از نوشتن، اقدام به انتشار متن خود نماید. تنها در این صورت می توان افراد را برای نوشتن متون نامناسب یا مضرّ مورد بازخواست قرار داد. حال به نظر می رسد اگر این اصل حقوقی را به حوزه اخلاق هم تعمیم دهیم، تا حدی راهگشای مشکل خاطره نویسی شود. بر این اساس می توان به عنوان یک اصل اخلاقی به افراد آموخت که نه تنها خواندن نوشته های خصوصی دیگران بدون اطلاع و اجازه ایشان عملی خلاف اخلاق است،‌ بلکه اصولا نوشته های دیگران تا وقتی در کتاب یا نشریه یا رسانه ای منتشر و تکثیر نشده و در اختیار افراد قرار نگرفته، نباید مبنای داوری ما در باره آنان قرار گیرد؛ همانگونه که قانونگذار نیز این متون و نوشتجات فردی را نادیده گرفته است. بنابراین افراد باید در روابط رسمی و غیر رسمی خود با نویسنده خاطرات، به این اصل پایبند باشند و حتی در صورت دسترسی به نوشته های شخصی یک فرد، محتوای آن را نادیده و ناخوانده و کان لم یکن تلقی نمایند. رعایت این توصیه اخلافی البته کاری است دشوار و حتی دشوارتر از رعایت آن قانون. اما در صورت تعلیم و ترویج آن، می تواند در گذر زمان در ذهن و ضمیر آدمیان جای گیرد و مبنای عمل آنان واقع شود. شاید به این وسیله بر شمار خاطره نویسان افزوده شود. خاطرات شخصی یکی از مهم ترین اسناد تاریخی است، اهل تاریخ نباید آن را مغفول بگذارند.  

/ 4 نظر / 7 بازدید
سارا

من همیشه از همان دوران کودکی وقتی چیزی مینوشتم یا ریز ریزش میکردم میریختم دور و یا اینکه آتشش میزدم که به دست کسی نرسه! اما الان دوست داشتم نمونه ای از نوشته های آن دورانم را داشتم تا بدونم چطور مینوشتم و چه احساسی توی روزهایی که فراموششان کردم داشته ام!

سلام من که اهل خاطره نوشتن نیستم که بعداً علیه من استفاده شود ولی اولین نوشته ای که در وصیت نامه ام می نویسم این است که :برای اینکه تن من در گور نلرزد و روی ویبره قرار نگیرد از وراث گرامی عاجزانه تقاضا می کنم اولین کاری که می کنند هارد کامپیوترم را منهدم کنند.[من نبودم]

دانشجوی تاریخ تمدن ورودی87

سلام استاد.خداقوت. راستش دلم هوای دانشکده رو کرده بود به وب شما سر زدم. امیدوارم همیشه پایدار باشید و سلامت.

شاگرد

کاش اونقدر تعهد و اخلاق داشته باشیم که وقتی پا به حریم خصوصی افراد می گذاریم متوجه باشیم که خلوت هر کسی مال خودشه استاد من هر چی تو خانواده می خوام اینو بفهمونم که گوشی و لبتاب ...شخصی اند ولی بی فایدست تا چه برسه به این که بیام تو یه دفتر یاد داشت کنم که من امروز کیا رو دیدم و چیکارا کردم دیگه واویلا هر چند خودم اصلا تو کار بقیه فضولی نمی کنم